کویر ( دکتر شریعتی )
آنچه از کویر کویری تر است ، کتاب مفصل « رنج بودن» ( هبوط) است که :
فرض کرده ام یک موجود انسانی ، از نخستین لحظه ی خلقت خویش در عالم ذر ، در آن نشأتی که آدمیان بصورت یک ذره ی وجودی ، یک ماهیت مجرد ، در زمین و دلهره ی بازگشت که درعمق وجود آدمی در طبیعت است . تو به آدم برای گناه عصیان اولیه اش که در فطرت هر انسانی است ، چون هر کسی آدم است ! و غم غربت و تلاش برای بازگشت به بهشت موعود ، تجلی های گونه گون در مکتب های متضاد و دور از هم دارد
***
که کویر می کوشد تا به یاد تو که غرقه در اب و آبادی زندگی شهری ، آورد که :
ای خو کرده به غربت غرقه در روزمرگی دنیا
ای به صدها بند نیاز چسبیده به خاک !
ای در بهشت بی دردی و نا بینایی دلخوش کرده و خود را قطعه قطعه ، نواله ی سگ های هار لحظه ها و نیازهای دروغین کرده ،
ای قربانی مصرف ! کالای مصرفی مصرف هایت !
ای غربت
زندگی بورژوازی و فلسفه ی مصرف ، عطش عزیزت را فرو ننشاند ! شعله ی عشق را در جنسیت فرو نکشند ،
آب کم جو تشنگی آور به دست!
چه آرامش مرده و چه برخورداری مرداری! عطش ، دغدغه ، غشق، جدایی غربت ، بیگانگی از خویش ،… همه یعنی « خود آگاهی »!
آنچه در آبادیها از ادم می گیرند ، در کویر می توان به دست اورد . کویر « خود آگاهی هبوط است »،
***
- بله، صدایی از بیرون شنیدم ، صدای پای رهگذری .
مردم عجب به ریا و نفاق احتیاج پیدا کرده اند، اگر یک بار ان را فراموش کنی بر تو نمی بخشند!
- این رهگذر کیست؟
- همان که هر کسی در کمینگاه فطرتش ، تمام عمر را به انتظار او نشسته است
- همه چنین انتظاری را در خود احساس نمی کنند
-آری ، اینها همه خوشبخت هایی هستند که به قول هانری پل سیمون :«در انتظار هیچ نیستند جز رسیدن اتوبوس»!
***
ممکن است بگویید اساسا در کویر می خواهید چه بگویید؟ لااقل آن جمله ای که در آغاز کتاب نقل کرده اید چه معنی دارد ؟ « تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای »!
- تمام کویر ، حکایت همین قلب غریب است ! من معتقدم به همان اندازه که زهد می کوشد تا ، بدون حل تضادهای طبقاتی و تحقیق سوسیالیسم ، توحید و اخلاق و تکامل معنوی را در جامعه احیا کنند ، سوسیالیسم نیز ساده لوحانه می پندارد که با حل مشکلات اقتصادی و نفی استثمار مادی ، انسان را به مرحله «بی نیاز و بی رنجی » خواهد رساند . شکست نسبی رسالت انبیا در تحقق توحید به عنوان توحید الهی و لازمه اش : توحید انسانی ، حاکمیت اسلام اشرافیت و محکومیت اسلام علی و ثابت می کند که تا قدرت در اختیار یک طبقه است ، توحید نیز در دست او ابزار شرک می شود و احساس مذهبی نیز عامل تخدیر و بیماری فلج کننده! به نیروی خود اسلام ، خانواده پیغمبر مظلوم می شود و به نیروی قرآن ، علی در صفین شکست میخورد و بالاخره با فتوای دینی ، حسین تکفیر می شود ! از سویی رشد بورژوازی در غرب نشان می دهد که به میزانی نیازهای اقتصادی بیشتر تأمین می شود و انسان غربی به رفاه می رسد ، دغدغه روح و نیاز انسانی و عصیان و عطش بیشتر جان می گیرد.
عمر شما از زمانی شروع میشود که اختیار سرنوشت خویش را در دست میگیرید. (کورش کبیر)